مجموعة مؤلفين

271

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

نزديك آب جويى « 1 » رسيده پياده شده ، ديديم عربانه از هر دوطرف آمده رد شدند . سوار شده آمديم به منزل محموديه ، در همان سراى همه ساله ، قطع همه چيز را با صاحبش نموده ، پياده شديم ، مال‌ها را بسته ، ناهار گرم كردند ، عرب صاحب كاروان را خواسته آمد ، او هم ناهار با ما صرف كرد . بعضى احوالات پرسيدم برخاست رفت . بنه هم رسيد ، لوازمات منزل بنده را آوردند ، اتاقى فرش نمودند . بعداز ناهار قدرى استراحت كردم . برخاسته چاى صرف نموده ، كره آوردند ملاحظه نمودم ، تعريفى نداشت بردند . رفتم قدرى جلو قهوه خانه نشسته با بعضى از اهالى محموديه كه آشنا بودند ، صحبتى كرده قليانى كشيديم تا يكى دوساعت از شب گذشته در قهوه خانه مشغول صحبت بوده ، به منزل آمده نماز خوانده ، نزديك شام شد . [ 86 ] [ سكونت در سراى فرمانفرما در كاظمين ] امروز جمعه 1 7 شهرمحرم است ، بايد برويم به شهركاظمين . صبح بسيار زودبرخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . بنه حركت كرده ، [ باران ] كم كم مى باريد . سوار شده به طرف كاظمين حركت شد . كم كم باران موقوف شد . راه هم قدرى گل بود . آمديم تا پل آهنى رسيده ، استاد عباس را فرستادم از جلو رفت ، پول پل را كه رسم بود ، مالى دو قمرى مى گرفتند داد ، عبور كرديم . آمديم به منزل ، در سراى حضرت مستطاب اشرف و الا شاهزاده فرمانفرما منزل كرديم . آقا سعيد را ملاقات نموده ، جناب آقاى آقا سيد جواد همراهى آمد قدرى صحبت نموده ، ناهار آوردند ، ناهارى با حضرات صرف شد . بعداز ناهار قدرى استراحت شد . طرف مغرب به زيارت مشرف شده ، زيارت نموده ، نماز خوانده ، تا دو سه ساعتى از شب گذشته در صحن با جناب آقا سيد جواد صحبت متفرقه شد . مراجعت به منزل [ نموده ] .

--> ( 1 ) . اصل : جوبى